close
تبلیغات در اینترنت
راهی با رهی ( به مناسبت سالگرد درگذشت رهی معیری )[if IE]>
آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوانپاسخبازدیدتوسط
بهار018masud

راهی با رهی ( به مناسبت سالگرد درگذشت رهی معیری )

دهم اردیبهشت مصادف با تولد رهی معیری

محمد حسن رهی معیری به سال 1288 خورشیدی در تهران متولد شد .

رهی را می توان بدون شک یکی از غزل سرایان خوب ایران دانست0

سخن او تحت تاثیر شاعرانی چون حافظ ، سعدی ،مولوی ، صائب ، مسعود سعد سلمان،و نظامیست.بیشتر به سعدی ارادت داشت و در آثار او می توان سادگی و روانی و طراوت غزلهای سعدی را دید.رنگ عاشقانه ی غزلهای رهی با این زبان شسته و لطیف زیبایی خاصی را به غزل هایش می بخشد.

از شعر های معروف او همان ( شد خزان گلشن آشنایی) است که توسط استاد بدیع زاده اجرا شده است.اشعار قشنگ دیگر او

نوای نی، دارم شب و روز، شب جدائی، یار رمیده، یاد ایام، بهار، کاروان، مرغ حق

می باشد.ترانه ی خزان عشق نخستین ترانه ای بود که رهی ساخت و از شهرت فراوانی بهره ور گشت .او پس از خداوند عشق بسیاری به مادر خود داشت .وی به شعر و گل و موسیقی علاقه ای مفرط داشت .

او به شیوه بسایر خوبی شعر را وارد موسیقی کرد و بر روی آهنگ ها شعر گذاشت .وی تا آخر عمر مجرد زیست .

از رهی دوکتاب مانده است ( سایه عمر ) که مجموعه ی غزلهای اوست .

و ( آزاده ) که مجموعه ای از ترانه های اوست)

 از دوران کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی علاقه ی فراوان داشت و در اثر ممارست در این سه فن بهره ای به سزا یافت . در آغاز شاعری در انجمن ادبی حکیم نظامی که به مدریت استاد وحید دستگردی مدیر مجله ارمغان تشکیل می شد ، شرکت می جست و یکی از اعضاء فعال و موثر آن انجمن بود . در انجمن موسیقی ملی و انجمن فرهنگستان ایران نیز عضویت یافت و رفته رفته با چاپ و نشر غزلهای دلنشین او در روزنامه ها و مجله های کشور شهرت بسیار یافت . آثار و اشعار فکاهی و انتقادی وی نیز به امضاهای مستعار " زاغچه " و " شاپریون " در روزنامه های " بابا شمل " و " تهران مصور " و غیره چاپ و انتشار یافت . در تصنیف سازی نیز مهارت خود را به خوبی نشان داد و ترانه های بسیار زیبا و خاطره انگیزی از او توسط خوانندگان مشهور ایران در رادیو ایران پخش شد که بیش از پیش موجبات شهرت و محبوبیت او را فراهم ساخت . مشهورترین ترانه های او " خزان عشق " ، " به کنارم بنشین " ، " دیدی که رسوا شد دلم " ، " نوای نی " ، " دارم شب و روز " ، " شب جدایی " و چند ترانه دیگر است که در بین مردم شهرت به سزایی دارد

 

رهی در سال 1347 بر اثر بیماری سرطان جهان را بدرود گفت .

یکی از شعر های زیبای او را باهم می خوانیم

خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی 

نداری غیر ازین عیبی که میدانی که زیبایی

من از دلبستگی های تو با ایینه دانستم

که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مایی

بشمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را

تو شمع مجلس افرو.زی تو ماه مجلس آرایی

منم ابر و تویی گلبن که می خندی چو می گریم

تویی مهر و منم اختر که م یمیرم چو می ایی

مراد ما نجویی ورنه رندان هوس جو را

بهار شادی انگیزی حریف باده پیمایی

مه روشن میان اختران پنهان نمی ماند

میان شاخه های گل مشو پنهان که پیدایی

کسی از داغ و درد من نپرسد تا نپرسی تو

دلی بر حال زار من نبخشد تا نبخشایی

مرا گفتی : که از پیر خرد پرسم علاج خود

خرد منع من از عشق تو فرماید چه فرمایی

من آزرده دل را کس گره از کار نگشاید

مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی

رهی تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن

که با این ناتوانی ها بترک جان توانایی

ارسال نظر برای این مطلب



نظرات برای این پست غیر فعال میباشد .

شعر ناب پارسی



شعر ناب پارسی در خدمت شما شاعران وفرهیختگان و نویسندگان می باشد