close
تبلیغات در اینترنت
پدر، اسطوره ی صبر[if IE]>
آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوانپاسخبازدیدتوسط
بهار018masud

پدر، اسطوره ی صبر

نفس های بابا بازم بلنده ، صدای سرفه هاشو میشنوم باز

می دونم این دفم میگه خدایا ، کمک کن تا بگیرم بال پرواز

 

میگم بابا چرا رنگت کبوده ، چیکار کردی که دنیات رنگ زرده؟

میگه هیچی گذشت سال و ایام ، منم مثل همه افتاده کرده

 

میگم کاشکی نمی رفتی به جبهه ، الان روی سرم دس می کشیدی

میگه دست خدا باهات نمی بود ، خیال کردی به خونت می رسیدی؟

 

میگم می خوات دلت چشمات ببینه ، تو کت شلوار دامادی چطورم؟

میگه روشن که باشه چشم مردم ، تو نور روشنایی شون صبورم

 

میگم بابا توام مثل یه عده ، نمی رفتی الان بودی سلامت

میگه کشور که باشه روی پاهاش ، عزیزم سربلندم تا قیامت

 

میگم توی دلت آشوب و غوغاس ، چرا شاکی نبودی تا به حالا؟

میگه چیزیم که نیس دورت بگردم ، نیار توی سرت از این خیالا

 

پدر ، اسطوره ی صبر و شهامت ، هنوز حتی شکایت هم نداری

می دونیم که بدهکاریم و مدیون ، نمی خوای منتی رومون بذاری

 

جوونیتو چشاتو زندگیتو ، به ما که بچه بودیم هدیه کردی

واسه اینکه الان از دل بخندیم ، چه روزا و چه شبها گریه کردی.

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

سلام، بابت مطلب بسیار خوبت ممنون.


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شعر ناب پارسی



شعر ناب پارسی در خدمت شما شاعران وفرهیختگان و نویسندگان می باشد