close
تبلیغات در اینترنت
شعر ناب پارسی - مطالب ارسال شده توسط youngresearcher
loading...

شعر ناب پارسی

پایگاهی مستقل برای نشر ادبیات پارسی

تبلبغات

FaraDars | فرادرس‎‎:

📕 آموزش فیزیک مدرن با رویکرد حل مسئله منتشر شد


👈 🔗 لینک: fdrs.ir/opea



🌟 کد هدیه 55,000 ریالی، ویژه تهیه این آموزش: OFFVPHY1081023


❗️ تاریخ اعتبار هدیه: 29 فروردین ماه 1396


@faradars - فرادرس

.مدرس /مهندس محمد رضا درانی نژاد

دریافت


 

نگاهی اجمالی به کتاب " آب ، باد ، خاک ، آتش "

سروده‌های داریوش خطیر

به قلم : محمد نیازی


سلام نام ديگر خداست
بعد از آنكه در رونمايي كتاب جناب خطير آماده نبودن و خود نمايي مجري و رفت و آمد دوستان همه در دست هم دادند كه بنده به خوبي نقدم را ارائه ندهم تصميم گرفتم نقد را در فضاي مجازي ارائه بدهم و از صميم دل از داريوش خطير عذر خواهي كنم .
قبل از اين كه به بيان نظرات شخصي بنده در باره ي مجموعه شعر جناب خطير بپردازم ترجيح ميدهم در آمدي به كليت شعر داشته باشيم و اين كه اصلن شعر چيست و ما چه نوشته اي را به عنوان شعر قبول مي كنيم .
(( تي اس اليوت )) در صحبتي بيان مي كند : (( به اندازه ي انسان هاي روي زمين تعريف از شعر وجود )) دارد ولي اينكه شعر چيست را (( آرتور رمبو )) به خوبي بيان مي كند : (( شعر همان كشف و شهود است و آفرينش واژگان ناشناخته ، كسي كه اين آفرينش را انجام بدهد شايستگي اسم شاعر را دارد )) . گاهي كشف در كلمه صورت ميگيرد و گاهي در نگاه متفاوت به يك تصوير و براي مثال ميشود به كلمه ي (( پلنگ آهو )) (( محمد رضا حاج رستم بيگلو )) اشاره كرد و نگاه متفاوت تصوير ي كه (( فرزاد بهارا )) در باره ي نهنگ كشف مي كند : (( ذهن كال / به رقص بي آب نهنگ / نميرسد)) . ولي كشفي در كلمه يا نگاه متفاوت به تصوير موفق است كه بتواند كاملن آگاهانه و عميق ارتباط بين اجزاي شعر را حفظ كند و شاعر با انديشه و قدرت ذهن خود بتواند يك مخاطب را وادار به انديشيدن كند .احمد شاملو فرم ظاهري شعر را به حداقل مي رساند ولي ابتكار اين شاعر براي اينكه انديشه ي ناب و قوي در خودش دارد باعث ايجاد يك قرم جديد ميشود و بعد از اين شاعر هست كه شعر مدرن ايران وارد منجلاق ميشود زيرا انديشمندي نيست كه المان ها را در خدمت شعر قرار بدهد و تمامن شعر را در المان ها و بايد و نبايد ها قرباني مي كنيم .
(( رضا براهني در كتاب طلا در مس راجع به فرم شعري كه احمد شاملو ارائه داده چنين مي نويسد : شعر هاي بي وزن شاملو فرم ظاهري را به حداقل مي رساند ولي ابتكار و اصالت اين شاعر كه از طريقه رفتن و حركت حاصل مي شود خود حاكي از وجود فرم است ، منتها فرمي ذهني تر و عميق تر و به عبارتي قالب دروني يا شكل ذهني شعر . هر چه هست ديد ذهني و قدرت تخيل هنرمند با رجعت به درون خود ، نوع انديشه و نگاهي كه دارد مي تواند زمينه ي روشني براي اهميت و جايگاه فرم در شعر سپيد باشد . ))
با توجه به نوشته ي جناب براهني كه انصافن در نظريه پردازي يدتولايي دارند بنده ميتوانم حداقل يك دليل بياورم كه واگويه هاي جناب خطير را مي توان شعر حساب كرد زيرا تمامن دور از فرم معمول بوده و بر گرفته از ذهن بكر و دست نخورده ي اين شاعر است .و اما . . .
آب ، باد ، خاك ، اتش نام مجموعه شعري از شاعر گرانقدر داريوش خطير است . بدون شك اگر بخواهيم پيرامون اين مجموعه شعر با دقت نظر تامل و تفكر كنيم بايد در ابتدا بگويم شاعر ها از نظر بنده به دو دسته تقسيم مي شوند ، دسته اول شاعراني كه دغدغه چگونه گفتن دارند و دسته دوم شاعراني كه دغدغه چه چيز گفتن‌. بدون شك داريوش خطير را بايد از شاعران دسته دوم دانست‌. در فضاي مسموم تئوري‌هاي وارداتي و نظريه هاي كج فهم شده ايي كه بدون هيچ شناخت و آسيب شناسي در عرصه ادبيات و خصوصن شعر ذهن و قلم بسياري از شاعران را شيفته و عمله خود كرده ، شايد شاعراني چون داريوش خطير كه به دور از جريان ها و فضاسازي هاي كاذب و تئوري هاي نو ظهور تنها با تكيه بر ذوق و استعداد هاي خويش به نوشتن و آن هم نوشتن از روي درد و مسئوليت مي پردازند كمتر مورد توجه قرار بگيرند و حال اينكه اين گونه برخورد با شعر و شاعران راستين در تاريخ ادبيات ما چيز تازه اي نيست و تا بوده چنين بوده و هست . اما اگر به قول فروغ شعر خود زندگي باشد بايد به شاعراني كه زندگي را ميسرايند درود فرستاد كه داريوش خطير نيز از جمله همين شاعران است .
نگاهي به اين مجموعه شعر بي هيچ تعارفي ما را با اكثر دغدغه هاي انساني و زيستي پيرامون اين شاعر آشنا مي كند و شاعر در كمال صداقت ما را با اميد‌ها و عشق هايش با يآس ها و سرخورد‌گي‌هايش با خاطرات كودكي و فضاي نستالوژ‍ي كه همچنان پس از سالها كودك درون او را دوست داشتني نگاه داشته با تاريخ پر از درد سرزمينش و آنچه بر هموطنان و بزرگان و مفاخر و ميراث فرهنگي كشورش گذشته و اندوه حاكم بر روحش از اين همه تاراج و ناسپاسي و از بازار عشق‌هاي بي مارك تقلبي گرفته تا ابتذال هنر در جامعه ي امروز تا بيان عاشقانه هايي چون ((‌بوسه تنها شرطي است كه برنده اش لبهاست ))و بسياري ديگر از اين دست كه در اين مجموعه ديده مي شود و خواننده اين اثر را به باز خواني هاي مجدد تشويق مي كند . از ديگر ويژگي هاي اين مجموعه نگاه و پژوهش شاعر به فرهنگ بومي و استفاده از كلماتي با گويش لري و زاگرس نشينان است كه نشان دهنده ي ريشه دار بودن روح و احساس شاعر در زادگاهش و مسئوليت پذيري او در قبال آداب و سنن ايلياتي اش است و تلاش براي شناساندن اين باورها به ساير هموطنانش مانند استفاده از كلماتي چون (( چمرانه و دوپا )) كه هر كدام در مراسم سوگواري و جشن ها از آداب و مراسم مردم زاگرس نشين است .
بي شك همان گونه كه شاعر اين مجموعه مي‌گويد‌: ماه را بر پيشاني گذاشته تا راه را گم نكند‌، قطعن و به قول خودش مجال مردن پيدا نميكنم وقتي واژه با خانه اش مي آيد پس مي توان اميد داشت كه در آينده اي نه چندان دور شاهد شعر هاي زيبا تر و اثر گذار تر از اين شاعر باشيم .
تا آن روز داريوش خطير را به خداي باران‌، جنگل‌، فصل ها‌، بابونه ها‌، بلوط ها و تمام اساطير شعر‌هايش كه مارا به خوانش دوباره ي آنها دعوت كرد مي‌سپارم و براي خودش ، قلمش و روح بزرگش آرزوي سرسبزي مي‌كنم .


 

فاطمه جهانبازنژاد بازدید : 79جمعه 27 دي 1392 زمان : 22:53 نظرات ()

 

مازندران و اشعار نيما

دكتر محمدعموزاده مهديرجي ( دانشكده اصفهان)

 

  چكيده:

مقاله حاضر بر آن است تا تأثيرات محيطي از قبيل زبان، فرهنگ، و شرايط جغرافيايي مازندران را در اشعار نيما 

فاطمه جهانبازنژاد بازدید : 79پنجشنبه 18 مهر 1392 زمان : 22:47 نظرات ()

 

 

چكيده:

مقاله حاضر بر آن است تا تأثيرات محيطي از قبيل زبان، فرهنگ، و شرايط جغرافيايي مازندران را در اشعار نيما توصيف و بررسي نمايد. زبان شناسان اجتماعي معتقدند هر زبان تا حد زيادي منعكس كننده واقعيات

فاطمه جهانبازنژاد بازدید : 97شنبه 08 تير 1392 زمان : 3:50 نظرات ()

 

«‌پيکاسو در آب‌هاي خليج فارس‌»

بخشي از نقد و بررسي خانم «‌سريا داودي حموله‌» بر آثار علي باباچاهي  که به «‌پيکاسو در آب‌هاي خليج فارس‌» برمي‌گردد را با هم مي‌خوانيم:

 ساختارهاي اکسپرسيونيستي:

باباچاهي در رويکرد بيانگرايانه‌ ي اکسپرسيونيستي و شگردهاي فرماليستي در شکل انتزاعي و تئوري‌هاي فلسفي به قانونمندي حاکميت متن معتقد است‌؛ براي گريز از فرم‌، معنا و نگره‌هاي اجتماعي آوانگارد و پيشرو به آنارشيسم زباني  چالش برانگيز روي نشان داد؛ که طبق  نظريه ساختار‌شکني دريدا نه در جهت فهم متن بلکه در پي ابهام آن است. در اين بين ذهنيت دکارتي و ثنويت در ابعاد زيباشناسيک نمود پيدا مي‌کند و در ديدگاه هرمنوتيکي مدرن رويکردهاي نظري با ساختار‌هاي زبان شناختي، جامعه شناختي و مخاطب شناختي و آثار فانتزي  محوريت پيدا مي‌کنند و در استفاده  غير متعارف از کلام؛ و استعاره‌هاي کلامي ‌و تبين انگاره‌هاي واژگاني از رابطه ي جادويي  زبان اشياء که حاصلش تجريد و انتزاع است؛ شايد در جرگه ي شعر زبان شعر مفهومي‌ قابل حس و در ساختار و نظام شعري در خور تأويل است:

-«روسري‌هاي دختري کفن‌ات مي‌شود/اسب چل تکه‌اي براي حمل جنازه آماده کنيد/درخت چنار هم که انار داده/پس نسل تو منقطع نشده/طبعاً اين يک مراسم تشريفاتي ست/-چل مهره ي رنگارنگ را به گردنم انداخته اي که/به اسم تو فقط ثبت شوم/من زير سند عزرائيل را هم امضا نمي‌کنم» . . . پيکاسوص103)

 

. . . ساختار‌هاي نحوي:

در عصر عشق ستيزي و عقل ستيزي باباچاهي به نوعي  از جباريت  متن اعتقاد دارد و شعرش در ساختار نحوي (syntactic structure) پاي بند فلسفه و در جسارت‌هاي زبان  مفردات و ترکيبات از شبه جمله‌هاي تضادي استفاده مي‌کند. . . در اين دستاوردهاي ذهني  بن مايه‌هاي گفتماني و شعرهاي پست مدرني ابژه‌هاي سوژگي خود را دارند. . . قدرت پنهاني و ديالکتيکي مستتر در انديشه‌هاي پست مدرن که  باز آفريني فضاي شعر تجريدي يک تعديل و  انتزاع تصنعي باعث تخريب شعر است. بعضي شعرها چند وجهي و سرشار از حس‌هاي ناگفته‌اند که تأکيدي بر آموخته‌هاي تعاملي هستند و از گزاره‌هاي زيباشناختي و از نقاط قوّت شعر محسوب مي‌شود:

-نه به هيتلر که هنوز لمس مي‌کند اسکلت‌هاي ضدعفوني را/نه به چنگيز عزيز که دست‌هايش را قبلا صابون زده/پسر تو قاتل خودتي!/شباهت رواني تو به ماري بيشتر است/که در يک شبانه روز چند بار پوست عوض مي‌کند . . . پيکاسوص 108 )

. . . ساختارهاي طنز و پارودي:

در«پيکاسو. . . »  به سمت کاريکلماتور مي‌رود و طنز  و پارودي محور اصلي متن است؛ باباچاهي براي گريز از حکم‌هاي استنباطي در مفاهيم متني روي محور مطايبه و پارودي پافشاري مي‌کند. جايگاه اين نوع شعر در«ادبيات ايراني معاصر» (1) در ساختار نوشتاري نيست بلکه شنيداري و صوتي است؛ بعد «از آبشخور غوکان بدآواز. . . » با نظريه ادبي (poetics) که ملغمه‌اي از صبغه ي فلسفي و موتيف‌هاي دکارتي دارد و تابعي از تئوري مآبي  و نگره‌هاي اجتماعي و تاريخي است. . . . باباچاهي شاعري ضد عقل که عادت به پاسخ گويي ندارد که خود پرسنده است با سهم اندکي در انديشيدن  که گاهي «هيچ مي‌هيچد» تا به لحن تحکمي ‌نزديک شود:

{-«. . . فکرهاي الکترونيکي پشت برگ انجير قايم مي‌شوند»ص12. . . -«به آينده‌ات سگي پرانده شده» ص55. . . -«گلايول‌ها که خوابشان نمي‌برد به گلفروشي فکر مي‌کنند»ص 64. . . -«راه درازي آمده اما هنوز به خودش هم نرسيده. . . »ص82-«به پيغمبري مبعوثت نمي‌کند افسوس/خدايي که مرا به جاي تو به جاي دايناسورها برگزيده است»ص96. . . -«بيداري من از خواب تو کم عمق تر نيست»ص120. . . -«مِن بعد عاشق هيچ عنتري نمي‌شوم الا بزِ زنگوله دار» ص 134. . . -«در آشپزخانه‌اي که کارد پيدا نشود/پياز از روشنفکري برق مي‌زند»ص133. . . -«هر قطعه تن تو سر از شطح عارفي در مي‌آورد»ص 157. . . پيکاسو}

شعرهايي ساده با پوسته ي بيروني ساختمند و تأملات دروني ابژه‌ها‌ي ساختارانگار (post-structuralism) که  گاهي تعادلي بين «‌فرم و محتوا» و «‌ابژه و سوژه» نيست و متن تنهادر تبين تئوري‌ها کارايي دارد و در محوريت ساختار معنايي- زباني  قابليت جعل واقعيت‌ها انکارناپذير است. از اين وادي  باباچاهي به سمت مباحث تئوريک رفته و زبان ابزاري  براي طنز و مطايبه در جهت بسط و اعمال نظريه ي پسامدرنيسم  و تکثرگرايي است.

. . . پست مدرنيسم و ديالکتيک زبان:

. . . آنچه در مصاحبه و نقدها از شعر پسانيمايي گفته شده‌؛ تا حدي  متفاوت با شعر باباچاهي  و کلمات ابزاري براي  تشخص زباني است: «در عقل عذابم مي‌دهد» به سمت لکنت زباني پيش رفت و  «نم نم بارانم» به فصل مشترک شعر‌- تئوري رسيد و با  قرائت‌ها‌ي مختلف  لحن محاوره  متفاوت‌تر شد و در «قيافه‌ام که خيلي مشکوک بود» دنباله ي شعر پسانيماي و همان لحن سرايي و حضور مولفه‌هاي مکرر است و در‌ آشنا‌زدايي و عدم قطعيت هنجار‌شکني‌هاي زباني را بيان نمود. در «‌پيکاسو در آب‌هاي خليج فارس‌» شطحيات را با نقيصه‌گويي و شگردهاي زباني و پارودي به محوريت پراکسيس‌؛ تکثر‌گرايي و چند صدايي  با رويکردي تکنيکالي پرداخت؛ بعضي شعرها با جذابيت مفهومي ‌و عناصر غيرملموس و انتزاعي از نظام‌هاي نشانه‌اي برخوردارند. با اين پيشروي‌ها؛ نگره‌ها و نظريه‌هاي ‌نثريتِ شعر باباچاهي هنوز در پي استاتيک با لايه‌هاي ‌پنهان است.

پنجم: دوره ي هيچ درآمدهاي پس  پسامدرني. . .

باباچاهي گرچه در روايتِ تأويل‌ها‌ي پل ريکور به شيفتگي غير عقلايي دست يافت اما با بافت بياني و زباني  منحصر به  پسامدرن و با قرائت انتقادي  از مرگ مکرر راوي به گفتارهاي تناقصي ‌رسيد: {-من «آدم»ي متفاوتم/عالي-نه عالي ‌پسامدرن!. . . ص119 پيکاسو. . . }در اين ناپايداري‌هاي اسکيزوفرنيک گرايش به  متن نيچه‌اي و هنجار‌شکني‌هاي زباني  نوعي  جهش يافتگي ذهني زباني  است. . . گفتمان غالب جهاني شدن به معني پيدايش نظم جمعي است که چگونگي اين بازخوردهاي ادبي در راستاي انديشه ي جهاني فرازماني و فرا مکاني است. . . . در دوره‌اي که آوانگارد بودن با متفاوط نويسي موازي گشت  و گزاره‌هاي  سفيد نويسي معنا باخت و  نوع جديدي از حذف به قرينه ي نمي‌دانم‌ها بوجود آمد. تعبيري براي بحران جهاني که قرن را به آنارشسيم زباني کشاند: «اگر من بخواهم جهان را به شيوه خويش کشف کنم،‌ آنجا مستلزم تلاشي فراوان براي برطرف کردن پوشيدگي و ابهامات است» (2) طرح انگاره‌هاي شبيه‌سازي شده‌؛ آشنا زدايي‌؛ چندآوايي و تصوير‌گرايي‌ها‌ي هيچ انگارانه را تعميم مي‌دهد به  محور گفتماني (discourse) که شعبده‌اي در  ساختار زباني محسوب مي‌شود:

-«چترم را جا گذاشته‌ام در ابرهايي که در آغاز کلمه بود/معطل کلمه‌اي هستم در بزند بيايد تو/و من بگويم به او که چشم‌هاي تو چقدر خود-مرجعيت اند». . . ص129«پيکاسو. . . »

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پي نوشت‌ها:

1-رضا براهني در کتاب «گزارش به نسل بي سن فردا» بين «ادبيات معاصر ايران» و «ادبيات ايران معاصر» عنوان «ادبيات ايراني معاصر» را صحيح تر دانسته است. ص 81

2- ‌چگونه ‌هايدگر بخوانيم، مارک راتال ،ترجمه مهدي نصر، نشر رخ داد نو 1388

 

 

فاطمه جهانبازنژاد بازدید : 9دوشنبه 6 خرداد 1392 زمان : 23:28 نظرات ()

 

«‌پيکاسو در آب‌هاي خليج فارس‌»

بخشي از نقد و بررسي خانم «‌سريا داودي حموله‌» بر آثار علي باباچاهي  که به «‌پيکاسو در آب‌هاي خليج فارس‌» برمي‌گردد را با هم مي‌خوانيم:

 

فاطمه جهانبازنژاد بازدید : 105دوشنبه 06 خرداد 1392 زمان : 23:10 نظرات ()

نگاهی به "‌کفش" سروده ي محمد بكراني


به قلم: فاطمه جهانباز نژاد

 


روزي در پشت‌ يكي‌ از نيمكت‌هاي‌ كلاس‌ دانشكده‌ ادبيات‌ همين مرز و بوم در تعريف طنز اين گونه آموختم كه طنز (Irony) اثری ادبی است كه با استفاده از بذله، وارونه سازی،‌ خشم و نقیضه، ضعف‌ها و تعلیمات اجتماعی جوامع بشری را به نقد می‌کشد

فاطمه جهانبازنژاد بازدید : 225سه شنبه 10 بهمن 1391 زمان : 22:49 نظرات ()

فاطمه جهانبازنژاددر اين نوشتار برآنيم نگاهي گذرا داشته باشيم

بر مسمط تركيب ‌بند «حشيشيه»

اثر هم ‌‌/ سايه شمالي - حنيف خورشيدي

كه در شعر محض حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

 

 

فاطمه جهانبازنژاد بازدید : 695چهارشنبه 28 تير 1391 زمان : 22:31 نظرات ()

نگاهي به مجموعه شعر «مشق عشق»

سروده محمود صادقي

 

به قلم: فاطمه جهانباز نژاد

 

 

مشق عشق نام اولين دفتر شعر محمود صادقي است كه توسط انتشارات فرتاب در 70 صفحهو شمارگان 1000 جلد، چاپ و راهي بازار كتاب شده است. اين مجموعه داراي 60 رباعي بوده كه همگي داراي بار عاشقانه‌ و عاطفي از شاعر و ادیبی صریح از ديار كرج مي‌باشد كه مي‌كوشد نوع ديگري از مقوله شعر کوتاه، در قالب کلاسيک را به منصه ظهور برساند. از اين رو، حديث دلش را در چهارگاني گنجانده و با شور قلم يكه‌تازي مي‌كند.

بگذاريد در همين ابتداي راه بنويسم بر گدازه‌هاي دل اديب عشق كه از طلوع مشرق شهود در قامت و قالب كلمات نقشي نگاشته است، نه مي‌توان نقد نوشت و نه نوشته‌اي ادبي و اين حوصله نوشت، بدون هيچ ايهام و استعاره، تنها برگ سبزي است به پاس خلوص و صداقت امانت عشق كه گره خواهد زد چشمان را در طولاني ‌ترين كهكشان راه شيرين.

با نگاهي اجمالي به اين مجموعه در مي‌يابيم كهتم اصلي اين مجموعه، عشق است. تلخينه قند و نباتي كه چونان گنجينه‌اي از مبهمات كليت كار را تسخير کرده و در سراسر اثر ديده مي‌شود و به مانند حديث گیرایی دُردی کهنه در سبو باشد كه جام زبان تغزلي و عاشقانه اديب از آن لبريز است. مجموعه‌ي60 رباعی مشق عشق، همانطور كه از نام كتاب پيداست عاشقانه نويسي‌هاي شاعري است كه افق اندیشه و احساسش عجيب با حافظ عجين بوده و در هريك از اين رباعيات غنايي از نوعِ عاشقانه‌‌اش،دريچه‌اي به سمت تغزل مي‌گشايد و با صمیمیت و صداقت منحصر به فردش از معشوقش مي‌گويد و مي‌سرايد. معشوقي كهاز حالت پنهان در پرده‌های «حرم ستر و عفاف ملکوت» خارج شده گاهي چهره‌ای باورپذیر و ابژکتیو پیدا می‌کند که در طول اثر براي شاعر عذراي دقيقه‌هاي پراحساس مي‌شود و گاهي الگوي معشوق شعر كلاسيك را در پيش گرفته و شاعر عاشق پيشه را به تقابل عقل و عشق واداشته تا با زباني ساده و روايي، واگويه‌هایي براي نيمه پنهان خود و معشوقش سر دهد و در مضموني با بن‌مايه‌ي نوستالژي عشق را به زيبايي تمام منعكس نموده و به تبيين و تعريف ديگري از دلش برسد تا آنجا كهعشق از واژه‌هاي بسامدي اين مجموعه مي‌شود که به تناوب در طول كار، حضور خود را به وضوح نشان مي‌دهد و اين امر، حكايت از الفتي دارد كه به طور طبيعي بين ذهنيت شاعر پديد آمده و او دردمند ابتلا به عشق است. عشقي كه جز به تجربه قابل بيان نيست. او چنان شيفته عشق و عاشقي است كه همه همتش صرف سخن گفتن از عشق مي‌شود. از معشوقش سخن گفته و به توصيف چهره و رفتار او مي‌پردازد و با طمأنينه و نكته‌گويي با معشوق خود گفتگو مي‌كندو يا با نگاهي رئاليسم، به توصيفِ زيبايي و يا وصفِ حالات‌ معشوق مي‌پردازد كه گاهي با كاميابي شاعر و زماني با هجران و ناكاميابي او قرين و همراه است. عشق اديب، به اصطلاح زميني است و شاعر نام معشوقه خود را با ايهام كلامي چنين بيان مي‌دارد:

اي سنگ بگو شيشه‌ي مينات چه شد/ اي اشك بگو گوهر دريات چه شد

اي بلبل بي قرار باري تو بگو/ آن شاخه گل هميشه تنهات چه شد

مشق عشق، ص 18

وي در تقابل ميان عشق و عقل، با فرا رفتن از خويشتن در نازكاي مرز بين خود آگاه و ناخودآگاه،عشق را ترجيح مي‌دهد كه تجلیگاه احساسات درونی و بیان عواطف اوست و فرافيزيك درد است و وجهه‌اي خاص به او مي‌بخشد تا آنجا كه تخلصي چون اديب عشق به خود مي‌گيرد و روح غزل فارسي كه همانا عشق است را به سراسر چهارگاني‌هايمجموعه مي‌پاشد.

با آينه‌ها سنگ نبودم هرگز/ با عاطفه‌ها جنگ نبودم هرگز

عاشق بودم هميشه عاشق بودم/ با عقل هماهنگ نبودم هرگز

همان، ص 65

و در واقع، عنصر عاطفه و احساس اديب كه جنونش بهانه‌اي است در روايت مشق عشق به خوبي بر اين آثار تسلط داشته و ضمن اين كه مخاطب را به سمت تغزل مي‌كشاند،نوستالژي غم عشق و حس و حال دلتنگي‌اش را نيز به وضوح عرضه مي‌دارد.

در ادامه مشاهده مي‌شود كه توصيف عشق در زبان اديب در برخي موارد بازتاب‌ و گستره‌‌‌اش وسيع ‌تر شده و فرمت جسورانه‌اي به خود مي‌گيرد تا آنجا كه به تمايلات جنسي كشيده شده و رنگ و روي اروتيسم را در رباعي‌هاي اين مجموعه بر جاي مي‌گذارد. البته اروتيكي لطيف و تغزلي.

به عنوان مثال:

از سينه كش كوه تو بالا رفتم/ تا ميوه ي ممنوعه ي حوّا رفتم

چون زائر پابرهنه از هرم عطش/ تا چشمه‌ي نوشت به كجاها رفتم

همان، ص 49

و يا:

روزي به حوالي تنت مي‌آيم/ مستانه به شوق ديدنت مي‌آيم

اي شاخ گل اديب در باغ بمان/ يك روز براي چيدنت مي‌آيم

همان، ص 43

در ادامه ي مبحث زبان شعري مجموعه، نكته‌اي كه بايستي آن را اضافه نمود اين است كه در كنار موارد اندكي از پیچیدگی‌ها و قدمت زباني و نيزكاربرد تركيباتي كه فضايي امروزين و مدرن ندارند و به تركيباتي كليشه تبديل شده‌اند، شاعر در اكثر جاها به زبان گفتار نزدیک شدهو مي‌كوشد اصطلاحات جديد را به خدمت محتوا درآورد.

از علائم قدمت زبان در رباعيات اديب مي‌توان به موارد زير اشاره داشت:

1- افزودن پيشوند (ب) در آغاز فعل و كلمه براي تأكيد. مانند:

پاي از همه جا شكسته بگذاشته‌ام

همان، ص 38

2- به كار بردن (الف) در آخر فعل و الف منادا در آخر اسم. مانند:

آيينه رخا! آه از آن طرز نگاه

همان، ص 28

و يا:

دردا كه دلت با دل من جور نشد

همان، ص 63

3- افزودن كاف تصغير به اسم

مثل پدرم باغ بلاوصف بهشت/ با گندمكي به حيله ي حوّا رفت

همان، ص 24

4- به كار بردن برخي واژه‌ها، قيود و ادات تشبيه از قبيل: باري، بر، بسي و ... كه جزء مختصات نظم و نثر كهن مي‌باشد. مانند:

اي بلبل بي قرار باري تو بگو

همان، ص 18

و يا:

من آتشم و در بر تو مي‌افتم

همان، ص 20

البته بايستي متذكر شد كه كاربرد صنعت ادبي مراعات نظير از نكات مهم و تحسين برانگيز رباعي‌هاي اين مجموعه است كه ضمن زیبایی ظاهری کلام، سبب تداعي معاني نيز مي‌شود.

گاهي اين اتفاق و ارتباط تنها ميان دو کلمه رخ مي‌دهد. براي مثال:

عيسي و حواري در اين بيت:

اي وعده‌ي سبز عشق اي روح بهار/ عيساي مني و من حواري هستم

همان، ص 15

وامق و عذرا (نام عاشق و معشوقي معروف) :

وامق شده‌ام به عشق تو آيا تو/ عذراي دقيقه‌هاي پر احساسي

همان، ص 47

و گاهي تعداد کلمات متناسببيشتر مي‌شود. مانند:

نيلوفر و مرداب، شب و مهتاب

مرداب نشين بيقرار شب‌ها/ نيلوفر عاشقانه‌ي مهتابم

همان، ص 51

و يا:

خواب و رؤيا، قاف و عنقا در اين نمونه:

من خوابم و تو شبيه رؤيا هستي/ من قافم  و تو شبيه عنقا هستي

همان، ص 37

 

...

بي شك از رباعي انتظار مي‌رود كه داراي خلاقيت و نوآوري در زبان و كلام باشد، به گونه‌اي كه به روشني و وضوح ديده شود. از اين رو، اميدوارم شاهد درخشش بيشتري در ديگر آثار اديب عشق باشيم كه باعث‌ همذات‌پنداري قوي ‌تر مخاطب و ارتباط حسي بهتر او گردد تا در اين عصر عشق ستيزي، براي زخم دل آسمان نيز شعري تازه سروده شود.

 

 

فاطمه جهانبازنژاد / قائم‌شهر / 1391

 

 

 

 

فاطمه جهانبازنژاد بازدید : 307دوشنبه 29 خرداد 1391 زمان : 2:48 نظرات ()

چه مي‌كند؟

 

اين طفل كهنه سال گريزان چه مي‌كند؟

در مشق‌هاي شب، پي باران چه مي‌كند

 

از بس سكوت را به سرم داد مي‌زند

بازم شنيدني ست كه اينسان چه مي‌كند

 

باشد قبول! همه مرغي كه عشق نيست

كفتر در آسمان كلاغان چه مي‌كند!؟

 

ماندن؟ نماندن و رفتن؟ كداميك؟

يادش نبود ديده ي گريان چه مي‌كند!

 

وقتي ميان اينهمه واژه نشسته است

در بهت خسته، كماكان چه مي‌كند

 

اينجا هواي ابري ما گريه‌اش گرفت

اشك انار با لب و دندان چه مي‌كند

 

 

 

فاطمه جهانبازنژاد بازدید : 349سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 زمان : 0:41 نظرات ()
شعر ناب پارسی



شعر ناب پارسی در خدمت شما شاعران وفرهیختگان و نویسندگان می باشد

ارسال شعر و مطلب

برای ارسال شعر و مطلب با یوزر و پسورد زیر وارد سایت شوید و روی ارسال مطلب کلیک کرده مطلب را نوشته و ارسال نمایید

یوزر

karbar

پسورد

123456

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
پنجره ای به دشت پهناور ادبیات پارسی *تاریخ تاسیس: 1/12/1390
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • صفحات جداگانه
  • نقد ادبی
  • تک چرخ
  • درمصرف عشق
  • dastan2
  • dastan1
  • آن روزها
  • مصرع ها
  • واز
  • این دلم
  • تنهایی
  • اسمان من
  • فروش مجموعه اشعار محمدرضادرانی نژاد
  • فروش مجموعه اشعار و مقاله های هاشم توکلی
  • شب قدر
  • چاره چیست
  • صبوری
  • آخرین سخن
  • دوشعراز توکلی
  • آمدی به مهر
  • بانو
  • فصل افول
  • پرنده
  • فروختم
  • زمینانه
  • مضرابهایت را ببار
  • و
  • نه آنقدرها
  • وپدر
  • چند فرانو
  • چند متر آنطرف
  • وقتی تو
  • آن روزها
  • شعر کوتاه 1
  • شعری از عباس جفره
  • ..
  • منوی کاربری
  • شعری از مجید جعفرزاده کسیانی
  • شعری از هدی اقبالی
  • پرداخت حق اشتراک
  • شعری از فتانه مستوفی
  • شعری از کارن مقدم
  • شعری از مریم بهنام
  • مسعودجعفری شعر نو
  • شعری از روح اله جعفری
  • لیلا رحمتیان
  • مجید ماه بانویی
  • پیاله ای پر کن
  • کوبانی فصلی خونین -هاشم توکلی
  • خواننده های شعر های من
  • مهتابی ترین
  • گاهی دلم پر است
  • شب قدر
  • هاشم توکلی
  • ارسال شعر یا داستان
  • ..
  • ارسال مطلب
  • محمد شیرین زاده
  • رباب الاله
  • کوثرمددی
  • هدی اقبالی
  • اما اهورا
  • مرضیه اکرمیه
  • هدی اقبالی
  • فاطمه جهانباز نژاد
  • وحیدرشیدی
  • محرم است
  • هق هق خودکار-محمد اقازاده
  • اعتصاب خشک
  • تورفتی-حامد موسوی
  • شیطان درون
  • سیگار اخر مرتضی شالی
  • توکه رد می شوی - سلمان مولایی
  • گلدن روول
  • ای ماه من(هاشم توکلی)
  • کشید(جوادنیری)
  • ماه در مخاق(حسام الدین مهرابی)
  • هویت(محمدرضاجعفری)
  • غروب(حامدبهمنی)
  • آی عشق(دنیا چگینی)
  • طلیعه رنگین کمان(اکبر رشتو)
  • نسیم های اتفاق(درانی نژاد)
  • نامه ای از کرمان(درانی نژاد)
  • میان پرهایش(درانی نژاد)
  • دست می زنم(درانی نژاد)
  • من تو را بوسیدم(درانی نژاد)
  • لاک پشت(درانی نژاد)
  • عقیل(درانی نژاد)
  • شاید(درانی نژاد)
  • دغدغه(درانی نژاد)
  • جاودانگی (محمد رضا درانی نژاد)
  • به بلعیدنی (محمد رضا درانی نژاد)
  • چیزی نمانده است(محمد رضا درانی نژاد)
  • اوباما نیست
  • انتحار(محمد رضا درانی نژاد)
  • اشانتیون(محمد رضا درانی نژاد)
  • هدیه(محمد رضا درانی نژاد)
  • هود ناقلا(محمد رضا درانی نژاد)
  • تک چرخ(محمد رضا درانی نژاد9
  • جو درو کنم(محمد رضا درانی نژاد)
  • کرایه چند(محمد رضا درانی نژاد)
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1527
  • کل نظرات : 1901
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 375
  • آی پی امروز : 15
  • آی پی دیروز : 29
  • بازدید امروز : 169
  • باردید دیروز : 377
  • گوگل امروز : 13
  • گوگل دیروز : 6
  • بازدید هفته : 1,224
  • بازدید ماه : 7,876
  • بازدید سال : 10,038
  • بازدید کلی : 688,689